دوازدهمین مروارید از صدف سبحان
سلام نازگل من بلاخره چهارمین دندون کرسی کوچولوت هم دراومد و رقم دندونهات به دوازده رسید مبارک باشه نفسم . جونم برات بگه از عید امسال که من و شما و بابایی با عمو حسن رفتیم جزیره قشم . این دومین بار بود که شما مارو همراهی میکردی ولی امسال فهمیده تر بودی و با دیدن لنج ها یا به قول خودت کشی ها (کشتی) ذوق میکردی و تو آبها دنبال ماهی می گشتی . تو ایام عید دردری شدی شدید به صورتیکه دوست داشتی دائم بیرون باشی و تا به سمت خونه میرفتیم میگفتی نه نه نیو ( نرو ) و وقتی ازت می پرسیدم کجا بریم پس ؟ می گفتی : اونوری ( یعنی برو اونور ) و به سمت بازار اشاره میکردی یا میگفتی بازا ( بازار ) و یا پاک ( پارک ) کافیه یه کلمه رو بگم سریع السیر یاد ...
نویسنده :
مامان سمیرا
0:00


